سه تا گوسفند داشت کلن
من روشون حساب کرده بودم
۶۰ میل میبردنشون حالا برا عید قربان داده بود مادرش همرو بدون اینکه بدونم
الان مادرش جای اون سه تا ی بز بهش داده واقن حرصی شدم ولی هیچی نگفتم گفت مامانم خیلی مواقع پشتم بوده این کمترین چیزی بود ک میتونستم براش انجام بدم