به شدتتتتتت داغونم ب شدتتتتت حالم بده دلم میخاد بمیرم من نرفتم عروسی
مامانم ب شدت بیفرهنگ و داغونه حالم ازش بهم میخوره
هیچییییی واسه عروسیا نداریم هیچی
حالا رفته وسایل ارایشی داغون گرفته ریملش داغونه اصن
ازش زدم ریده شد تو چشام
حالا جالب اینجاست ک میدونه چقدر وضع داغونه اصلاااا به خودش نمیگیره
عین گداها میگرده همه هم بهش میگن خیلی داغونی اصلا به خودش نمیگیره
یا میرینه ب روحیه من
بنظرتون برم یا ن؟اصلن مشتاق نیستم خودم چون زده شدم از بس این زن بیفرهنگ زده سر پوزم و منو میخاد مثل اصکلا بگردونه