هفته قبل پنجشنبه خونه مامانم بودم، داداشام سر اینکه خالم هفته ۳یا ۴ بار میره خونشون بحث داشتن که ما سختمونه و اینا ... منم گفتم آره حق دارن خو راحت نیستن کمتر بیاد ، مامانم رو ب من گفت تو فتنه ای و هرچی شما حرص بخورین بگین من کار خودمو میکنم ، منم ناراحت شدم اسنپ زدم اومدم خونه
حالا ۵ روز گذشته حتی یه زنگم نزده یعنی حتی دلش برای نوش تنگ نشده
درحالی که خونه یه خاله دیگم نزدیک خونشونه و همیشه میره برای دیدن خواهرزاده هاشو که همسن دختر منن
خیلی دلم گرفته یعنی مامان آدم اینجورییم میشه
دیگه نمیخام برم خونشون چون میدونستم من افسردگی دارم و قرص مصرف میکنم با این حال بازم حرفایی بهم زد که اعصابمو بهم ریخت