یه. چیزی میخوام. بنویسم. اینجا. شاید. بگید. داری. قومیت. گرایی میکنی !!ولی. ببنید. دخترای. روستایی چه زرنگ شدن. دختر فامیلای. مامانم توبه. فست فودی کار. میکرده صاحب کارش. اونجا عاشقش میشه!!! واومده خواستگاری صیغه خوندن تا بعد. محرم تالارم دیده بودن برای عقد گویا بعد صیغه. خوندنشون واسم. عجیبه. چون. این همه تو محیط. کار. در ارتباط بودن!!بعدم. دختره با خواهرش تو یه خونه. تو شهر. تنها بود !!