2777
2789
عنوان

تجربه تلخ من

1168 بازدید | 41 پست

ب بچه هاتون توانایی ن گفتن یاد بدین اینکه عزت نفس داشته باشن برای خودشون ارزش قائل باشن یاد بدین چیزی ک مهمه حال خوب خودشونه ساده بارشون نیارین اینکه فکر کنن همه مثل خودشون یک رو هستن مهم تر از همه آدم هایی ک دورشونن. اون اولا فک میکردم همه چی ب خود آدم بستگی داره خودش بخواد یه کاریو میکنه نخواد نمیکنه الان متوجه شدم حتی کوچیکترین ارتباط ها با ادما توی زندگیت سرنوشت سازه.       و اما داستان من

من با اینکه دوستای خیلی خوب و موجهی داشتم اما ب لطف یکی از آشناها توی سن پایین با روابط بین دختر و پسر و رل و... اشنا شدم درسته از بیرون نشون میدادم ک وای این چه کاریه توی این سن خیلی زوده اشتباهه(ایشون از ۱۲ سالگی شروع کرده بود و اینکه هرروز با یکی حرف بزنه و وقت بگذرونه براش لذت بخش بود) اما ته تهش توی دلم برام جذاب بود اینکه وی میگن چیکار میکنن تا اینکه ۱۷ سالم شد شرایط پیش اومد ک بخوام با یکی حرف بزنم منم از سر کنجکاوی شروع ب صحبت کردم قصدم وارد رابطه شدن نبود

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تا اینکه این اقا متوجه شد من وارد رابطه نشدم و ایشون اولین نفریه ک من دارم باهاشون حرف میزنم باورش نمیشد میگفت مگه میشه اصلا باور نمیکنم غیر ممکنه و من اونجا متوجه نشدم کسی ک همچین طرز فکری داره ک یه دختر ۱۷ ساله تا الان باید وارد ده تا رابطه میشده و کسی ک نشده چ کار خفنی کرده چی قراره از آب دربیاد

خواهش و التماس ها ادامه داشت اما من ادم وارد رابطه شدن نبودم اصلا بلد نبودم باید چجوری رفتار کنم چیکار کنم تا یه روز بعد سه چهار ساعت ک گوشیو برداشتم دیدم ۷۰۰ ۸۰۰ تا پیام داده ک بیا باهام وارد رابطه شو هرکار بگی میکنم و.....

اولین اشتباه من= در برابر اون همه خواهش و اصرار نتونستم ن بگم ب قول تراپیستم اینکه می‌دیدم از من خوشش اومده و داره هرکاری میکنه ک باهاش وارد رابطه بشم فک می‌کردم داره بهم لطف میکنه و من باید با وارد رابطه شدن این لطف جبران کنم درصورتی ک شما باید ب بچه هاتون یاد بدین اونها در هر شرایطی ارزشمند و دوست داشتنین پس بقیه حق دارن وقتی اونها رو دیدن دوستشون داشته باشن و هیچ لطفی درحقشون نکردن (امیدوارم گرفته باشین چی میگم🙃)

لایک کن اسی 

من برم بیام گشنمه

به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم!  🌷   دوستان گلم این امضای من بود سالها ...بعد معجزه خدا رو دیدم دلتون خواست سر بزنید به تاپیک خاطره زایمانم ...امیدوارم خدا به هر کس دلش میخواد به حکمت و مصلحت خودش ببخشه...🥰 برای شفا و سلامتی پسرم دعا کنید لطفا سپاس❤️https://www.ninisite.com/discussion/topic/7503866/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86?page=1

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  10 ساعت پیش
توسط   aypari  |  11 ساعت پیش