2821
2789
عنوان

بیایینننن

135 بازدید | 17 پست

مادربزرگم بردم دکتر تو خیابون از ی پسره شماره گرفتم(اصلا اینطور ادمی نیستم نمیدونم چطور شد خودمم گرفتم خوشم اومد از طرف😂) بعد یکم زنگ زدم داشت میرفت خونه برگشت اومد بیمارستان پیش ما نشسته بودیم من و اون رفتیم ی سمت دیگه نشستیم اینا حرف زدیم..پدر نداره میگفت خودمو بهت ثابت میکنم..منم پریود بودم اعصابم خراب اخرش گفتم اره از الان بهت بگم اهل رابطه نیستم اینا..گف من چی گفتم مگه من مگه چیزی گفتم...گف وابستم میشی خودت میخای وقتی همو بخایم...بقیش میگم ببینید چیشدددد

وصله نمی شود دگر این دوهزار و یک ترک..

پشت تلفن میگفت شام بیارم برات فلان..خلاصه یکم نشست رفت رفتو چنددد بار زنگ زد نوبتتون نشد حالت چرا بد بود اینا..دکتر دیر اومد شلوغممم بود دیگه ۱۲ شب بود کارمون تموم 

وصله نمی شود دگر این دوهزار و یک ترک..

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

رفتیم داروخانه خلاصه پسرخالش متاهل بود یک وانت پراید داشت گفت اینجا ماشین نیست تا ی جایی برسونمتون از اونجا براتون ماشین بگیرم باز هر طور راحتین..گوشیم خاموش بود گوشی مادربزرگم اسنپ نداشت بلدم نبودم بگیرم زنگ زدم مامانم میگفت بلد نیستم پسرخالم ج نداد..خلاصه سوار شدیم تا ی جایی رسوند مارو پسرخالش برامون اسنپ میگرفت

وصله نمی شود دگر این دوهزار و یک ترک..

پسری ک ازش ش گرفتم پایین بود منم پایین بودم پسرخالش و مادربزرگم سوار ماشین بودن پسرخاله منتظر اسنپ بود حواس مادربزرگم و پسره نبود پسرخالش چشمک زد بهم چندددبار رومو اون ور کردم 

وصله نمی شود دگر این دوهزار و یک ترک..

بعد اسنپم پیدا نمیشد به پسره گفتم ماشین دربست بگیر ماشین گرفت داشتم خداحافظی میکردم رفتم سوار بشم پسرخالش گف زنگ بزن..من اون ور بودم خط مادربزرگم گرفته بود اسمس داده بود به خودش اسمش نوشته بود

وصله نمی شود دگر این دوهزار و یک ترک..
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز