بیست سالمه معلمی میخونم از امسال تو مدرسه ام درس میدم
زبان دارم ورزش و ...
ظاهرمم چادر میپوشم ولی مهمونی و عروسی نه اما فکر کنم اونطور که بقیه میگن خیلی نازه چهرم ( نظر بقیس خودم نظری ندارم )
تو کل عمرم به کسی حتی نگاهم کرده بود اون اومد کلی اصرار کرد با مادرم حرف زد و ... یکسال در ارتباط بودیم بعدش کاراش جور نشد گفت قطع ارتباط کنیم گفت نمیخام اسیب ببینی و .... اما از اون تصمیم داره حدود یکسال میگذره حدودا ولی هی چند روز یبار پیام داد حالمو پرسید یا درمورد درس و کار و سرسنگین یه صحبت کوتاهی کردیم
من دارم اذیت میشم اینطوری دوسش دارم
چیکار کنم ؟ بار بعد که پیامی داد بهش بگم من نمیتونم اینطور بی هدف با آقایی صحبت کنم بی ارتباط مشخص ؟ که اگه اونم واقعیه حسش جدیتر باشه
یا همینطور ادامه بدم و هروقت پیام داد سنگین جواب بدم ؟
خاطره ها دیوونم میکنن