شوهرم وقتی شب میاد خونه از نظر من شروع میکنه غر زدن سر مسائل مختلف. بعد که من اعصابم خورد میشه میگه اصلا نمیشه با تو صحبت کرد. از کنارت نمبشه رد شد .لطفا شما بگید من حق دارم یا شوهرم.به عنوان مثال دیشب رو مثال میزنم
بشقاب میوه خوری توی ماشین ظرفشویی شسته و تمیز بود و هنوز نذاشته بودم توی کابینت.اومده میگه خداروشکر هیچوقت بشقاب میوه خوری نیست اینجا.
بعد خونه رو کامل تمیز و مرتب کرده بودم و خودشم دیده بود. به فاصله ی یک ساعت بچه ی دو سالم چند تا از اسباب بازی هاشو اورد ریخت اونجا. حالا شوهرم برگشته به من میگه چرا این خانم همسایه روبرویی با اینکه بچه داره همیشه خونه ش مرتبه؟ چون اردبیلیه. آخه زن های اردبیلی و تبریزی خیلی خانه دارهای خوبی هستن
بعد من وقتی بچه پی پی میکنه اول پی پی شو با دستمال مرطوب پاک میکنم بعد میبرم میشورمش. چون دلم نمیگیره به پی پی مستقیم دست بزنم و بشورم. بعد شوهرم میگه دلم نمیگیره چیه؟ ناسلامتی بچه ته. چرا اسراف میکنی؟ چرا پول میدی جای دستمال مرطوب؟
بقیه ش تو کامنت بعدی