من عمه ی مامانم ۹۲سالشه
همیشه میگفت بهم
با کسی ازدواج کن ک سوهان روح یا آیینه دق نباشه کیزم
قشنگ باشه دلبری بلد باشه
ذاتا با ددم ۷۰سال کنارهم زندگی کردن همش بیخ ریش هم بودن
حتی دعواهاشونم قشنگ بود
حالام غر میزد ک قرصتو چرا نخوردی چرا منو تنها گذاشتی رفتی با دوستات بیرون
دیدم میگف خاتونم خواستم دلتنگم بشی عشقت زیاد شده
آنقدر شرینننن بودن:)
الان ددحاجی مرد حالام پوکید