من به اجبار خانواده ام با آدمی ازدواج کردم ک اصلا باهاش تفاهم ندارم در هیچ نظر.. ازدواجم با این آقا ب دلیل خواستگار سمجی بود ک چند سال بود مزاحم من بود از اینم خوشم نمی اومد..
وقتی نامزدم اومد خواستگاری نه قیافه داشت کچل بود عینکی هم بود ولی آدم مومن و سر به راهی بود و پیش پدرش کار میکرد گفتن نه اهل رفیق بازیه نه دود دم و اهل زندگیه... خانواده ام الخصوص مادرم گفت باید بله بگی بهش چی میخوای دیگ دنبال ی پسر لاتی؟
گفت اگ باهاش ازدواج نکنی یا باید با اون خواستگار سمج ازدواج کنی یا تا آخر عمر تو خونه نگه ات میدارم ک موهات مثل دندونات سفید بشه کسی هم اومد خواستگاریت راهش نمیدم اونقد کتکم زد بهم فحش داد..
منم موندم وبین بد و بدتر بد رو انتخاب کردم😓😓
الان ۶ ماهه نامزدام سر هر مسئله بیخودی باهاش دعوا میکنم اصلا وقتی نزدیکم میشه بعدش ی ساعت گریه میکنیم طلاق هم نمیتونم بگیرم چون هیچکس پشتم نیس طلاق بگیرم کجا برم😔😔😔
من مادرم رو نمیبخشم و همین طور اطرافیانم رو.. زجری ک الان میکشم با هیچی قابل قیاس نیس..
جرعت خودکشی هم ندارم چیکار کنم😔😔😭😭😭