یه روز یه مسافر بهم خورد رفتم دم ی مطب عمل چماغ،دوتا خانوم زیر بغلا یه دختر خانومو گرفته بودن و میاوردن سمت ماشین من.اوردنش جلو نشوندنش،ناله میکرد از درد.مابین حرفاشون فهمیم حدود۴۰تومن هزینه دماغ شده.
به دختره گفتم:شیرینی بینی تونو باید بهم بدین.
اونم بااشاره بهم گ۴ت باشه.
مامانش عقب نشسته بود،گفت:بچم حواسش نیستش،گفتم:چرا خیلی هم هستش.
خواهرش بهم گفت:شیرینی شما با من.
خلاصه اینکه توی مقصد۱۰۰بهم داد.۷۰تومنش شیرینی بود.