چند وقتیه حس میکردم خبریه
میرف شبا ساعت ۴ شب مینشست توماشین تو حیاط تلفنی میحرفید
تو گوشی میرف کلی چت میکرد شبا و تا از سر کار میومد خسته کوفته شده باشه تو اشپز خونه ب سکو تکیه بده سرشو لم بده چت کنه
یا تو ماشین گوشی ب دسته یادش میره حرکت کنه
و خب حس میکردم عاشق شده ولی امشب مطمئن شدم
خوابه پیشش تو اتاق لم دادم... یهو...