2777
2789
عنوان

الان یه چیزی یادم افتاد دلم گرفت

246 بازدید | 13 پست

کلاس سوم چهارم ابتدایی بودم مادرم باردار شد , با کلی شور و ذوق رفتم کشو های کمدمو براش خالی کردم اسباب بازیای نومو براش کنار گذاشتم با خودم میگفتم خدایا شکرت دیگه به مامانم نمیگن دخترت نحسه ! 

دو هفته بعدش بچه بخاطر تشکیل نشدن قلبش سقط شد

رو به قبله آخرین نمازمو خوندم و قرار گذاشتم با خدای خودم قهر کنم 

خیلی سال گذشته , بعدش برادرم به دنیا اومد ولی درد اون روزا و اشکایی که میریختم و ضعیف شدن چشمام هنوز ولم نکردن)))

👰Only Mohammad

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

منم سومین دختر بودم همیشه خیلی منفور بودم تو چشم مامانم 🙂داداشمم که دنیا اومد انگار من هیچ وقت وجود نداشتم 

(۱۸ کیلو اضافه وزن)⭐ ✅وزن اولیه :۶۸/۸۰۰ 💥هدف :۵۰ (اولین هدف :۶۸✅) (دومین هدف:۶۶✅) (سومین هدف:۶۴)

مگه متنمو نخوندی؟ به مامانم میگفتن دخترت نحسه

ندیده بودم اون جمله رو نمی‌دونم چرا

واقعا عجب آدمایی بودن اطرافتون آدم باورش نمیشه یه عده انقد زبونشون سرخ باشه

غصه اون روزا رو نخور گلم ان شاء الله همیشه سالم و سلامت باشی چه فایده ای داره مرور این خاطرات بد گرچه می‌دونم خیلی عمیق تو روحت نفوذ کرده اما زیاد بهش فکر نکن خدا رو شکر که گذشت شما هیچوقت مقصر نبودی اطرافیانت آدمای بدی بودن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792