سلام بچه ها من سه ساله ازدواج کردم و حدود ۴ ماهه به خاطر اعتیاد ،خیانت،دخالت خانوادش و ... اقدام به جدایی کردیم و من مهریم رو هم طلب کردم
من خودم دختریم که از حرف زور متنفرم و اگه کسی حرف زور بهم بزنه منم شروع میکنم و اصولا خوب تموم نمیشه و چه برسه که بخواد کسی کتکم بزنه!!
یکسال پیش برای خونمون با خانواده شوهرم رفتیم سرامیک بخریم و اونجا بحثمون افتاد و با پدرشوهرم خیلی بد دعوا کردم
(پدر شوهرم هرجا میشست از زندگی ما بد میگفت و خیلی خاله زنک بود صبح همون روز فهمیدم به مامانم رنگ زده و گفته زینب هر وقت با ایمان میره رو تخت گریه میکنه:/و به ایمان نمیرسه در صورتی که اصن همچین چیزی نبود و کلی حرف دیگه به مامانم زده بود منم از خواهرم شنیدم و بشدت عصبانی بودم
اونجاهم من برای بین کابینتی سفید کهکشانی انتخاب کردم اما پدر شوهرم گفت باید زرشکی بردارین:/خونه پسر منه من تصمیم میگیرم منم گفتم اگه بچت هنوز نمیتونه برا خودش تصمیم بگیره و منتظر تصمیم احمد محمود اشتباه کردی براش زن گرفتی بسه هرچی دخالت کردی و هیچی نگفتم انقدر عصبی بودم و اذیتم کردن همون شب که شیرینی فروشی که اونجا بود میگفت بیا اسنپ بگیرم بفرستمت خونه)
الان یه سال از این موضوع میگذره
و هرجایی که میشینن باباش میگه من و ایمان مثه سگ دختره رو گرفتیم زدیم سیاه و کبودش کردیم!!
بچه ها این حرفشون اصلا واقعیت نداره ولی چون به کل فامیل گفتن میخوام تو دادگاه طلاق بگم که من رو اونشب کتک زدن
نظرتون چیه؟