2777
2789
عنوان

طلاق دوم

| مشاهده متن کامل بحث + 1680 بازدید | 69 پست
دیشب زنگ زدم بهش حرف و حدیثا تموم شهسکه پولم کردهمه جور حرف بارم کردآخرشم گفت برو بسلامت

خب حالا ک این حرفو زده با کم محلی بنشونش سر جاش جوری رفتار نکن ک ترسیدی محکم باش و بگو یه زن شده تو ازدواج دهمش هم اگر بخواد انتخاب درستی نداشته باشی بهترین گزینه براش بازم طلاق هست اما روش رو باز نکن ک در موردش هر لحظه حرف بزنی فقط بذار خودش زنگ بزنه بعدم جواب نده بار چندم ک زنگ زد جواب بده اونم خیلی سرد

گناه ادم ظلم پذیر بیشتر از ادمه ظالمه

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

اگه دوست داری بگو چی شد سر قربونی از رفتارهای قبلی‌تون اینجا سریع میگن جدا شو

خالمه دیگه غریبه نیست

خالم گفت مگه برای اونایی ک قربونی نیاوردن زن نشدن فلان و اینا با مامانم حرف زدن

بعدش هر چی شده رفته یکمم پیاز داغشو زیاد کرده به نامزدم گفته

دیدم نامزدم با من بزور حرف میزنه

بعدش گفت مامانم اینارو میگفت در حالیکه من روحمم خبر نداشت و نگفته بودم

بعدش به خالم گفتم چرا گفتی منو پیش نامزدم خراب کردی خالمم میگه مگه کار بدی کردم؟

خلاصه خواهر حرف از اینا پیچید تا این‌یکی حرفایی که گفتم

خب حالا ک این حرفو زده با کم محلی بنشونش سر جاش جوری رفتار نکن ک ترسیدی محکم باش و بگو یه زن شده تو ...

اخه پشیمون نیس

زنگ نمیزنه

الانم گفته قربونی اینا نمیاریم

بشین خونه بابات

۷۰۰ کیلومترم فاصله داریم

اخه پشیمون نیسزنگ نمیزنهالانم گفته قربونی اینا نمیاریمبشین خونه بابات۷۰۰ کیلومترم فاصله داریم

توی دعوا حلوا خیرات نمیکنن ک 

قبلا چطوری بود،بحثی چیزی باهم داشتین؟چطور رفتار میکردم این موقعیت رو مدیریت میکردین؟

خد ا پد ر ما دری که د ختر ۱۹ سا له رو‌۲ ببار شو‌هر می ده لعنت کنه

البته این دخترها رو کسی از پس‌شون برنمیاد!!!!

اگر اجازه ندن هم اغلب یک گند دیگه بالا میارن...

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...

میدونی چیه اون میدونه تو ب این راحتیا جدا نمیشی چون ازدواج دومته داره سواستفاده میکنه ..منم ۱۰ ساله پیش که باهمسرم نامزد بودیم بخاطر اینکه یبار نامزدیم ب هم خورده بود همش ایراد میگرفتو باهام درباره همه چی اتمام حجت میکرد یبتر زدم ب سیم آخر گفتم بیا طلاهاتو ببر دیگه م پشت سرتو نگاه نکن ترسید زنگ زد ب پدرم ساعت ۵ صب معذرت خواهی😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز