سلام بچه ها نیلو هستم و همین الان عضو نی نی سایت شدم
و شدیدا نیاز به نشورت دارم
من ۱۸ سالمه (۵ ماه دیگه ۱۸ سالم میشه)و رشتم تجربیه و تا الانم موفق بودم و نمره های خوبی رو داشتم
یه آقایی هست که ۲۴ یا ۲۵ سالشه و ۳ تا ۴ سالی هست که خاستگاره منه بعد خانواده من به خاطر درسم قبول نکردن آقا هم دیگه رفت و پا پیش نزاشت و رفت دنبال سربازی و درسش و الان مهندس تشریف دارن و سربازی هم تمام کردن و سر کارن
بعد این آقا هم خونه داره و هم ماشین و بشدتتتتتتت آدم خوبیه(از این خجالتیاااا که سر بزیرن و خیلی هم اهل حاشیه و دعوا نیستن و سرشون تو کار خودشونه)و خانواده بشدت خوبی داره و من با تحقیقی که از خواهر برادراش کردم متوجه شدم که برادراش واقعا با خانوماشون خوبن و تعصبی و اذیت کنن و اینا نیستن
خواهراشم که حقیقتا رفتار خوبی دارن و پدرو مادرشون حقیقتا بی حاشیه هستن و اهل دخالت و اینا نیستن
خب ویژگی هاشو گفتم و خدایی کیس مناسبیه
بعد من ۱۴ سالگیم یه خاستگار اومد که واقعا بد بود(بعدش متوجه شدم) و دو هفته بعد از نه گفتن من عقد کردن
و من واقعا از اون موقع دیگه کسی رو قبول نکردم ایشونم قبول نکردم اول ولی چون واقعا خوب بودن خانوادم بشدت دلشون میخواد اوکی شه و اسرار دارن بیشتر فکر کنم و منتظر جواب منن
منم ازشون بدم نمیاد ولی درسم برام مهمه واصلااا با درس خوندن من مشکل ندارن تازه خواهر زاده همین خاستگار من ازدواج که کردن اصلا مانع درس خوندن زنش نشدن
و خود این آقا هم با درس من مخالف نیست!
تازه ما دو سالی رو توی عقدیم
و اما من هنوز سال دوازدهم و کنکورم مونده
و این آقا هم واقعا کیس مناسبیه
در کنارش میتونم درسمو بخونم و آرامش ذهنیم رو داشته باشم ولی بازم آدم درگیر حس و احوالات جدیدی میشه و ممکنه درسم ضعیف شه برا همین دو دلم
و نمیدونم چی بگم
شدیدا از نظر ذهنی آشفته و درگیرم
لطفا راهنمایی کنید شما بودید چیکار میکردید؟