اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم
بنظرت به پسری که ماهی ی بار عرق میخوره حالا پشیمونم میخواد ترک کنه میشه اعتماد کرد؟
ایشون همینه که هست
همسر وضع الان ایشون بشید
اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم
چی بگم . هیچکدوم از اخلاقاش رو نداشته کنار. و حس مسئولیتش نسبت به ما خیلی کمه. هنوزم فکر میکنه مجرده انگار . و بیشتر خونه ی پدر و مادرشه و کارای اونا رو انجام میده . اولویت اولش خانواده اش هستن بعد من و بچه ام
بنظرت به پسری که ماهی ی بار عرق میخوره حالا پشیمونم میخواد ترک کنه میشه اعتماد کرد؟
نه هیچ وقت ترک نمیکنه و زیر قولش میزنه صد در صد
شبیه مه شده بودی،نه میشد در آغوشت گرفت و نه آنسوی تورا دید،تنها میشد در تو گم شد که شدم...لطیف و دور گریزی ،مگر خیال منی مربای توتفرنگی من؛ شیرینترین اشتباه زندگیم بودی.مربای توتفرنگی من؛ کاش هیچوقت تموم نمیشدی...