شوهر من یه بچه ننه ی دهن لق بود هروقت باهم یکم بحثمون میشد میرفت خونه پدرش میشست کلی از من بد میگفت کاری کرد پدرش جواب سلام منو نمیداد یا فامیلاش منو میبینن راهشونو کج میکنن ،چون یبار بخاطر رفتار بد خالش فقط اسمشو تو گوشیم سیو کردم چندش رفت به مادرش گفت اونم به خواهرش گفت.یبار به مادرم گفت دخترت میره دستشویی بعدش دستشویی خونیه😔نگو من پریود بودم و دلدرد نفهمیدم دیگ اونجوری شدش.
یبار از سر بچگی رو دستم با چاقو یه خط انداختم اونو به عالم و آدم گفت ک زنم خودکشی کرده شرفمو برد .
الان برا خانوادش خبر نمیبره ولی تا بحثمون میشه میگه میرم همه چیتو به همه میگم آبروی نداشتتو میبرم . امروز آنقدر عصبی شدم گفتم برو بگو زنم جن..دس تو که بی غیرت و بی ناموس و بی حیایی اینچیزا سرت نمیشه حتما از اتاق خوابتم با زنت میری به همه میگی