بیاین از ترس ها یا شوک هایی ک تو بچه سالی نوجوانی جوانی یا ب تازگی بهتون وارد شده بگین
من خودم یبار داشتم حیاط میشستم تموم ک شد اومدم تو دیدم کف اشپز خونه قطره های خون ریخته تا تو پذیرایی پسرمم صداش نمیومد وای میترسیدم برم جلوتر بالا خره رفتم دیدم تو اتاق خواب روتخت خواب دراز کشیده شرشر خون میریزه از دستش روتختیم پر شده بود بعد دیدم تیغ برداشته انگشتشو عمیییق بریده بود ازترسش رفته بود تو اتاق خواب ک من دعواش نکنم تا سه روز خون میومد دکترم نیومد ببریمش بخیه بزنه میترسید جیغ میزد خیلی بد بود مال پارساله😑😑😑😑😑😑😑😑