من یه دختر خاله دارم از بچگی با هم بزرگ شدیم و خیلی با هم راحتیم مثل دو تا خواهریم، اینو گفتم که بدونین چرا این حرف رو بهم زده
یه ساعت پیش بهم زنگ زد کلی ناراحت بود، مادر شوهرش از شهرستان اومده واسه دکتر، اینم شاغله
میگه صب بیدار شدم صبونه خوردیم و خداحافظی کردم و رفتم بیرون یادم افتاد کارت ملیمو برنداشتم از سر کوچه برگشتم ، گفتم شاید مادرشوهرم بخواد بخوابه زنگ نزدم، میگه رفتم دیدم رفته اتاق خوابمون، کشو رو باز کرده ک ا ن د و م هارو برداشته یکی یکی با سوزن سوراخ میکرده از رو پلاستیکش!!!!!
میگه تا منو دید خشکش زد گفتم داری چیکار میکنی؟؟ اونم گریه کرده و خودشو زده به ننه من غریبم و از این کارا که ببخشید من نوه میخوام و اینا!!
دختر خالمم زنگ زده شوهرش برگشته و کلی دعوا شده و داد و بیداد!
خوب شد دیده کار وقیح مادرشوهرشو! دختر خالم ۵ ساله ازدواج کرده فعلا به خاطر تیرویید و شاغل بودنش بچه نمیخواد ولی خانواده شوهرش کچلش کردن!!!@