بابابزرگم فوت کرد دم تولدش. نه تو مراسم ختم و نه حتی سر خاک گریم نگرفت همه گریه میکردن هممممه یکی میگفت تولدت مبارک یکی میگفت مهمون اومده پاشو خوشامد بگو فلان خیلی غمگین بود فضا ولی هر چی سعی کردم یه ذره ام نتونستم گریه کنم بلدم نیستم الکی گریه کنم خیلی بده هر کی صورتمو نگاه میکرد اینجوری بودم🙁😖😟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.