2777
2789
عنوان

جروبحث زیاد

200 بازدید | 52 پست

ما دوهفتس با شوهرم قهریم سر ی سری چیزای الکی دیشب دوست شدیم رفتیم خونه مامانش مامانش گفت چندتا زنو نجات داده کلیدش گم شده منم ناراحت شدم اومدم بیرون گفتم داستان زنا چیه؟دیدیم باز ناراحت شد تو چرا هی ب من اعتماد نداری چندتا زن بودن سگ بهشون حمله کرده منم رفتم کمکشون بخدا سر هرچیزی قهر میکنه تا یک ماه دلم مرگ میخواد😢

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

شما دقیقا چرا از نجات ! زنها ناراحت شدین 

گلم ناراحت نشیا ولی  بحث و ناراحتی از ناراحتی شما شروع شده و حالا نمیتونی شوهرتو مقصر بکنی 

😔😔😔


کرشمه ی تو شرابی به عاشقان پیمود                               که عشق بی خبر افتاد و عقل بی علم شد 
مگه زیادبهش گیرمیدیسوال بدی نبودشوهرت زودعصبی میشه

میگفت تو حتی حق نداری ناراحت بشی😢من فقط ازش سوال پرسیدم اون میگه تو ب من اعتماد نداری بخدا خسته ام از این زندگی صبح بهش گفتم بیا جدا شدیم

شما دقیقا چرا از نجات ! زنها ناراحت شدین گلم ناراحت نشیا ولی بحث و ناراحتی از ناراحتی شما شروع شده ...

من از لحن مامانش بدم اومدبرگشته میگه زنارو نجات داده بعدم کلیدش گم شده میخواد صدا منو دراره

میگفت تو حتی حق نداری ناراحت بشی😢من فقط ازش سوال پرسیدم اون میگه تو ب من اعتماد نداری بخدا خسته ام ...

سوال پرسیدن خوجرم نیس کاری به اعتماد داشتن ونداشتن نداره

اون ازشما سوالی نمیپرسه؟

((تورو خدا در خواست ندین ))

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز