اونا خیلی مهربونن کلا مادرشوهرمن آدمیه که واسه عروساش مادره واسه دختراش مادرشوهر.
همشون رازدلشونوبامن میگن.یبار خواهرشوهرم باشوهرش دعواکرد اومد قهرخونه ما
تاقبل ازاینکه شوهرم بیاد همچیو واسم تعریف کردوگریه کرد انقد که بهم اعتماد داشت وهیچکس غیرازمن نمیدونه که باشوهرش اختلاف داره.برادرای شوهرمم که ازداداشم واسم عزیزترن.شوهرم صداشو واسم بلند کنه همونجابدجورضایه ش مبکنن