حدود دوسال ، اما خیلی عمیق نبود ، یه سالش ک مجازی بود ، معتاد بود دنبال پول بود تهدید میکرد عذاب وجدان میداد ، وقتی ازدواج کردمم همچنان پیگیر بود حتی اومد پیش شوهرم ولی الان زندانه
آنکس که در قفس زاده شده ، پرواز را یک بیماری میپندارد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب من بابام بین همکاراش سرشناسه و ادم ابرو مندیه ، اما از رابطه م اطلاع داشت چون پسره یبار اومد خواستگاری ولی چون بی پول بود بابام ردش کرد ، گفت میرم همه جا میگم با من بودی بابامم بهش گفت اگه جراتشو داری برو بگو ، بعد غیبش زد دوباره اومد پیش شوهرم بعد ازدواج گفت من قبلا با این دختر تو رابطه بودم شوهرمم گفت خودم میدونم و ازش شکایت کرد و الان به جرم تهدید به قتل و اینا زندانه
آنکس که در قفس زاده شده ، پرواز را یک بیماری میپندارد
واقعا به جرم تهدید زندانه؟اگر اینقدر تهدید بده پس چرا اینقدر پسرا دخترا رو تهدید میکنن و دخترا تن می ...
اون موقع اوایلش اره چون یه سال مجازی بود نفهمیده بودم چجور ادمیه ندیده بودمش ، تهدیدش هم تهدید به قتل بود کم جیزی نبود و اینکه همسرم تو دادسرای جنایی مشغوله و اگاه به قانون ، تهدید کردن همچین خانواده ای خودش مجازات داره به تنهایی ، دخترا هم ساده ن دیگه گول میخورن از تهدید
آنکس که در قفس زاده شده ، پرواز را یک بیماری میپندارد