یه روز خونه نبودم ، رفتم خونه مامانم یه موکت پادری شستم رو نرده ایوون مامانم آویزون کردم، دیشب اومدم خونه آوردم انداختم جلو در آشپزخونه ، صب دیدم تو سالن پذیرایی نزدیک آشپزخونه این افتاده ، شبیه کرمه ، یا فضله گنجشک ! خیلی ترسیدم ، خیلی خشک بود یعنی چیزی نبود که مثلا بگم کرمه و تازه مرده