سال ۹۴ ی روز ک از مدرسه برگشتم مامانم گف حاضر بشین میریم کربلا با فامیلامون رفتیم خیلی یهویی رفتیم🥺
سال ۹۸ پول نداشتیم ک بریم پباده روی رو هم تلوزیون نشون مبداد گفتم اگه اربعین کربلا نرم هیچ جا نمیرم و می مونم خونه صب حدود ساعت ۶ اینا بود ک فامیلمون زنگ زد ک شما نمیرید کربلا مامانم گف پول نیس وخلاصه فامیلمون گف یکی هزبنه سغر رو میده برید اون سال منو مامانم وخواهرم رفتیم🥺🥺