تو تاپیک من،حق نداری حرف غیر مربوط بزنی،درخواست گزارش و دعا کنی،درخواستی داری خودت تاپیک بزن تا مورد عنایت قرار نگیری🪐 اگه داری اینو میخونی؛ میخوام بهت بگم که هیچوقت نباید امیدت و از دست بدی، توی لحظه ای که فکر میکنی به تهش رسیدی و دیگه نمیتونی ادامه بدی خدا برات یه معجزه میفرسته🌱 پس لطفا ادامه بده... چون تو قطعا میتونی به خواسته هات برسی به قول الهه ی قمشه ای: «آرزو دلیلِ بر استعداده؛ اگه استعدادشو نداشتی یا قرار بود بهش نرسی خدا هیچوقت تو سرت نمیداختش🦋»اینو یاد بگیر که تو با توهین نمیتونی اعتقاد کسی رو عوض کنی پس احترام خودت رو نگه دار😇
پسر ندارم خواهرزاده هام بچه های خوبین اصلا حرف بد نمیزنن ولی دیدم پسرای ده دوازده ساله تو خیایون به هم خرفای خیلی زشتی میزدن و حتی بعضی از دخترا😐
۱ـ من اینجا حقیقت رو میگم نه چیزی که دوست داری بشنوی ۲-درخواست دوستی به هیچ وجه پذیرفته نمیشود حتی شما دوست عزیز۳ـ لایک کردن همیشه به معنای تایید نیست گاهی لایک میکنم که بگم ریپلایتون رو خوندم ۴ـ وقتی برای کسی که درخواست راهنمایی داره وقت میذارم و کلی براش مینویسم توقع تشکر ندارم ولی حداقل یه لایک کنید بدونم ارزش قایل شدید و خوندید اینا جز آداب معاشرته و نشانه ادب و شخصیت
احتمالا تحت تاثیر دوستاش قرار داره برای یه نوجوون توی جامعه الان طبیعیه یه مدت بعد از سرش میوفته
روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم آن من مغرور سر سختم یا من مغلوب دیرینم؟ دارم تلاش میکنم لایف استایلم رو بهبود ببخشم. حامی اهدای عضو ودوست دار محیط زیست .از آدمایی که اشغال و فیلت.ر سیگارشون رو میندازن زمین بدم میاد!!!همه رنگهارو دوست دارم اما رنگ نیلی و ابی آسمونی وسفید و کرم رو خیلی دوست دارم.اشعار حافظ و فروغ از خود بیخودم میکنه.فکر کنم توی زندگی قبلیم یه کولی بودم که عاشق رقص و اواز بوده!کاش تناسخ واقعی باشه :) یه روزی که نزدیکه یه روزی که بلاخره میرسه، من اونروز تمام رویاهام رو زندگی کردم …امید که تا اون روز دوام بیارم و زنده باشم ::)ته قلبم انگار یه استخر غمه.ماههاست کسی استفادهش نکرده،آبش راکده،روش پر از برگه، شمشادای دورش زرد شدن،گلدونای اطرافش خشک شدن،آبش کم کم داره بو میگیره.نفس عمیق که میکشم یه موج کوچیک روی سطح آب پدیدار میشه ولی انگار نه انگار.خورشید داره غروب میکنه،کلاغها سر صنوبرها دارن گریه میکنن ولی دارم تلاش میکنم که بهش روح ببخشم و از نو درستش کنم چون که یه روزی یه نفر گفت : تو حق داری نا امید بشی ... خسته بشی ، گریه کنی و در اخر با زانو بیافتی زمین ولیییی حقققق نداااری جااا بزنی!!!!باید بلند شی! باید ادامه بدی !برای تو خیلی زوده که بری ... تو باید بمونی و بزرگ بشی باید هر روز صبح اسمونو ببینی !توباید نفس بکشی ! تو باید شبا همهمه ی خیابونو نگاه کنی ! تو،باید توی زمستون از سرما بلرزی و قرمز شدن نوک بینیت رو حس کنی ولی نری ... تو این اجازه رو نداری افتاب هنوز سهمیه ای از گرمی تورو درون خودش داره تو باید صبحا ازون لذت ببری ... تو یه هویتی ... تو نفس میکشی ... تو زنده ای ... تو یه دختری که وجودش به هر چیزی میارزه ! اینو بدون یه نفر اون بالا هست که نمیخواد تو بری ... اون تورو دوست داره و منتظره به وقتش بهترینارو جلوت بزاره ... اون دوست داره و نمیخواد تو بری