دارم سعی میکنم دخترم رو دوست داشته باشم به همین دلیل تاپیکای قبلی رو قفل کردم نیم ساعت پیش خواب بود همینطوری نگاش کردم فهمیدم ازش بدم نمیاد فقط حالم بد بودم و هنوزم یکمی حالم بده خواهرم گفت بخاطر زایمانته و اوکی میشی ولی میخوام فردا ببرمش خرید براش لباس بگیرم باهاش وقط بگذرونم
افسردگی پس از زایمان گرفتی عزیزم اقدام کن مشاوره و روانپزشک کمک بگیر
همین کار رو میکنم امروز که احساس میکردم از این پچه بدم میاد با دوستم صحبت کردم گفت این بچه دلیل بدبختیت هست و طلاق بگیر و بچه رو بده باباش واقعا نمیدونم گیج شدم
احیاتا قبلا با شوهرت مشکل داشتی ؟ دوستت بر چه اساسی این حرف رو زد ؟
نه ما اصلا مشکلی نداشتیم حتی دعوایی هم نکردیم به جز بحثای ریز سر مثلا مزه غذا که اینقدر کوچیک بود و اصلا قهر نمیکردیم به هیچکی نمیگفتم دوستم میگه سنت کمه باید راحت زندگی کنی و شوهرت دوست نداره با اینکه زندگیمون خوبه ولی نمیدونم چرا اینطور کفت