تایپیک های قبلیم از روابطم با همسرم گفتم ولی خیلیا باور نکردن
مشکل رابطمون حل شد و فکر کردم دیگه درگیری و بحث نداریم البته بماند که بحثامون بیشترم شد...
حالا من به دعوا کاری ندارم زندگیه دیگه بحث و دعوا داره
ولی شوهرم همش میخواد یکاری کنه من حرصم در بیاد مثلا من قبلا رو پوشش حساس بودم میگفتم درست و خوب بپوش بگن با شخصیتی اما دیدم حرفمو گوش نمیده منم بیخیال شدم الان واقعا لباس پوشیدنش برام مهم نیست
از طرفی جدیدا همش میخواد حرصمو دربیاره میگه او چه دختر خوشگلی تو اینستا دیدم خیلی خوبه توکه شلخته ای و ....
در حالی که من هر روز به خودم میرسم تا کمبودی حس نکنه
یا مثلا میگه برو ارایشگاه سمیه من دیدم هم خودش خوشگله هم کارش خوبه مشتریاشو دیدم
با اینکه میدونم کلا همچین شخصی وجود نداره و فقط میخواد حرص منو در بیاره و هزار جور مساله مثل همین
منم دیگه خسته شدم یجورایی دارم زده میشم از همسرم دیگه هیچکاریش برام مهم نیست
ولی وقتی اینجوری میگه واقعا دلم میشکنه من همیشه خونوادم بهم میگفتن خدا تورو نقاشی کرده بس که زیبایی (البته نمیخوام تعریف کنم ولی خب زشتم نیستم دیگه🥺) اما همسرم به شوخی میگه خیلی زشتی و واسه هر قسمت صورتم ایراد میاره
خانوما بگین چیکار کنم دیگه اینجوری حرف نزنه میترسم واقعا اونقدر ازش زده بشم که دیگه از زندگی باهاش خسته شم
(ببخشید طولانی شد)