ازینکه اینقدر زود به زود کل خانواده به خاطر داداشم میرن دکتر اونم شهری که دو الی سه ساعت باهامون فاصله داره و من اکثر اوقات تنهام متنفرم...الانم که مجبور شدن محض احتیاط بیشتر برن دکتر تهران ،،، کنکوری ام و واقعا هم دارم زحمتم رو میکشم هم کنکورم رو خوب دادم هم امتحانام تا اینجا الحمدلله خوب گذشته،، ولی بهرحال هرکسی طاقتی داره هرکسی دوست داره خانوادش بیشتر کنارش باشن،، هیچ وقت اینارو به روشون نیاوردم هیچچچچ وقت ، ولی الان خستم:))) نمیدونم کسی درک کنه یا نه بهرحال دوست داشتم خودمو اینجا خالی کنم...دعا کنین داداش منم خوب شه و تموم شه دیگه این ماجراها...بخدا خیلی همشونو دوست دارم مطمئنا اونا از من خسته ترن و همین ناراحتم میکنه
از ایران جان، چیزی که خیلی متعجبم میکنه تاریخ دانش این سرزمینه.... دانشمندایی مثل ابن سیناابوریحان بیرونی.... عبید جوزجانی که شاگرد ابن سینا هست زندگی نامه ای از ابوعلی سینا روایت میکنه خلاصش اینه ابن سینا قبل از ده سالگی علم آموختن و شروع میکنه تا ده سالگی زبان زد شهر میشه به طوری که به عنوان یکی از عالمان شهر شناخته میشه و تو شونزده سالگی بیشتر علوم روزگار خودشو بلد بوده مثل منطق، فقه، فلسفه، ریاضیات و طب همون سن هم یه کتاب مینویسه به اسم قانون که نه تنها اون زمان برای اموزش پزشکی درجه اول دانشگاهای اسیایی و اروپایی بوده (دقیقا همون موقع ای که تو فرانسه جمله حواست باشه خیس نشی متداول بود😉😂) بلکه الانم بخشی از کتابش تدریس میشه... واقعا چطوری ادم میتونه تو شونزده سالگی به این درجه از دانش برسههه؟؟ البته خود ابوعلی سینا تو فلسفش به این سوال جواب داده و یه جاهایی به عقل بالمستفاد هم اشاره میکنه انگاری الهام میشده معلومات بهش البته تو این سن کم و این همه دانش داشتن بعید هم نیست... راستش اصلا آدم مذهبی ای نیستم منتها این دانشمندا ایرانی در دوران بعد از اسلام ایران خیلی نظرمو به اسلام جلب کردن یه دوره از زندگی که صرفا بر حسب وظیفه (مجبوری🫠) زندگی نامه چند تاییشون رو خوندم (نمونش همین ابن سینا) به این نتیجه رسیدم حتما یه حقانیت بالاتر از جسم ماده وجود داره،، اصلا موافق انفعال و دنباله رو بودن نیستم اما یکی از نشونه هاش(نشونه وجود یه بینهایت برتر) همین دانشمندای اسلامی تاریخمونن که با علم همه چیز تمومشون پا تو مسیر این معنویت گذاشتن..