بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یه کتاب خوندم به اسممیرا جای که زندگی میکردن همه خونه ها شیشه ای بود حتی سرویس بهداشتی هیچ جای پنهانی وجود نداشت چون هیچکس حق نداشت کار یواشکی و پنهانی بکنه و همه زیر نظر بودن و هیچ کس حق ناراحت شدن و اعتراض نداشت همه باید دسته دسته حرکت میکردن و آهنگای شاد میخوندن و میخندیدن اگر کسی ناراحت بود و خلاف اینکارارو میکرد میبردن عملش میکردن و یه نقاب خندون میدوختن روی صورتش و افکارش روتغییر میدادن. میرا شخصیت اصلی داستان بود که مخالف قوانین اونجا بود علی رغم اینکه عملش کرده بودن بازم نتونستن کامل ذهنش رودستکاری کنن و انقد ناراحت بود که نقابش ترکخورد و ناراحتیش مشخص شد راستش اون صحنه رومیخوام که تنها میون خونه های شیشه ای وایساده وداره به آدمایی نگاه میکنه که حق فکر کردن ندارن و یه نقاب خنده روصورتشونه