پسر خالم، انقد نگفت که یه خواستگار خوب اومد و من قبول کردم.
رفتاراش داد میزد بهم علاقه داره
قبلا، یکی از خاله هام بهش گفته بود دختر به این خوبی داریم خب برو خواستگاریش اونم گفته بود نظرش نسبت به من مثبته ولی چون هنوز تازه سربازی رو تموم کرده و شغلی پیدا نکرده نمیتونه اقدام کنه برای خواستگاری.
چند روز پیش هم دیدمش و اتفاقا تنها شدیم، خبر داشت که دارم ازدواج میکنم ولی هیچی نگفت.
و عین همیشه باهام خیلی خوشرو و مهربون بود.
من دچار سو تفاهم بودم دیگه نه؟ نمیخواست درسته؟