2777
2789
عنوان

نداشتن دوست

137 بازدید | 9 پست

بچه ها با اینکه دختر شوخ طبع و مودب و مهربونم اما نمی‌دونم به خاطر قیافم شاید هیچ وقت دوست نداشتم در حد یکی دوتا و اونا هم بعد مدتی دوست جدید پیدا میکنن و کمرنگ میشه ارتباطم تو جمع دوستان اگر برنامه ریزی باشه برا سفر اگر من نتونم برم اهمیت نمی‌دهد و برنامه رو ادامه میدم اما اگر بقیه نیان برنامه رو کنسل میکنن و خیلی رفتارهای دیگه که میبینم نشون میده بی اهمیت تلقی میشم 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

با دو تا از دوستام رفتیم خونه یکی از دوستام که متاهل بود بعد اونها لباس محلی پوشیدن و من با حوصله یکی یکی ازشون عکس میگرفتن و میگفتم فلان فلان ژست بگیرین بعد آخر نوبت من شد لباس محلی بپوشم وقتی پوشیدم دیدم اونها هر کدوم ول کردند رفتن سراغ کاری دیگه ای هنوز صحنش تو ذهنم طوریکه که میزبان سرشون داد زد گفت اینهمه عکس گرفت حالا نوبت خودش شد هیچ 

گاهی وقتا میگم خب من جذابیتی ندارم اما میبینم دختر خوبی هستم ایراد اینه که اکثر آدمها شبیه من نیستند

شبیه ژاپنیا

الان  این چهرها ک خیلی پر طرفدار شده

 کاربر خانوم هستم.من عاشق پسر مذهبیه واحد روبرویمون شدم صداش همش تو اتاقمه دارم دیووونه میشم...سه سال هست که تو ساختمون ما دو تا پسر از شهر دیگه برای کار آمدن و زندگی میکنن و دیوار اتاق این پسر با دیوار اتاق من مشترکه، تویه طول سه سال تمام خنده هاشو صحبتاشو تلفناشو رازو نیازاشو و نماز خوندناشو نماز شباشو و حتی گریه هاشو (موقع رازو نیاز و خوندن دعا)شنیدم و خیلی وقتها ک شروع به صوت قرآن میکنن من اینور دیوار دست از کارم بر میداشتم و به صوت قران ایشون گوش میدادم و میگفتم خوشبحال همسرشون(مطمعن شدم مجرد هستند) من ایشونو ندیده بودم تا اینکه پارسال بارها ایشونو دیدم و دلم رفت و الان درگیرش شدم  من جز توکل کاری از دستم بر نمیاد ،من در ماه ۱۹ اسفند ۱۴۰۲ کربلا روزیم شد و اونجا از آقا خواستم یا فراموششون کنم یا اگر به صلاحه  این پسر رو به من ببخشه که مطمعناً قَدرش خواهم دونست در غیر اینصورت بهش همسری بده که قَدرشو بدونه...                             خیلی ها ازم پرسیدن به کجا رسید این عشق یک طرفه! (مرسی از پیگیریتون) پسر همسایمون اسمش آقا حامد هست.عزیزان از  آقا حامد رفتارهای مثبت زیادی دیدم از پارسال تا امسال نمتونم بازش کنم چون طولانی هست ولی در نهایت پسر همسایمون من رو خیلی نامحسوس نشون مادرش داده الانم رفته شهرشون و خبری نیست ازش حالا نمیدونم باز هم میبینمش یا نه! و خبری هم از خواستگاری  نیست 💔🥺شاید مادرش خوشش نیومده و هزارتا شاید دیگر... یک صلوات برای آرامشم و حاجتم مهمونم میکنید عزیزان؟؟؟🌹مچکرم🙏
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز