مامانم به بابا خیانت کرده بعدش تا مرز طلاق رفتن طلاق نگرفتن بعد مامانم گفت دیگه همچین کاری نمیکنما اینا بابام بخاطر بچه هایش گذشت بعد مامانم هعی به من میگفت گوشیتو بده من یه دوستم زنگ بزنم و اینا من دلم نمیخاد شماره جدیدم دست بقیه بیفته من میدادم این صحبت میکرد بعد فهمیدم داره با همون مرده صحبت میکنه 😐
منم کلی پیشش گریه کردم سرش داد زدم حتی اما الا ن عذاب وجدان دارم به نظرتون حق بامنه که سرش داد زدم .