بیایید بگید حق دارم یا نه
جمعه رفته بودیم کوه با خواهر شوهرم ناهار رو من پختم
مادر شوهرم نیومد چون مهمون داشت
ما تو یه ساختمان هستیم
۱۰ تا بشقاب ولامین و ۲ تا استکان و ۱۰ تا قاشق خواهر شوهرم از خونه مادرش برداشت منم غذارو پختم رفتیم
حالا خواهر شوهرم آورده ظرف هارو گذاشته خونه مادرش اونم گذاشته جلو در فقط بشقاب ها و دواستکان رو
نشسته !
دوروز جلو درش مونده
منم ندیدم
شوهرم گیج امروز دیده اونا رو تو سبد فکر کرده مال ماست
به گفته خودش به پسرم گفته ببرش مامانت بشوره
منم گفتم ببر پایین مامان جونت بشوره طرفا مال اوناس
اونم برد گذاشت دوباره پایین
بچه ها بخدا من کوزت اینا هستم هر مهمون بیاد چیزی بشه من مثل نوکرم
چون اون ظرفا دوروز مونده جلو درش از حرصم گفتم ببر بشوره خودش چی میشد این همه در حقش خوبی کردم اونم ظرفارو برمیداشت میشست
شوهرمو دیده گفته شما بخورید منم نوکریتونو بکنم