2777
2789
عنوان

مادرم منو از خودش میرونه

154 بازدید | 5 پست

بچه ها مادرم ۵۲سالشه از بچگی معلولیت داشت و من از ۱۲سالگی به بعد یادم نمیاد با مامانم بیرون رفته باشم بزور تا دست شویی میره و روز ب روز بدتر میشه 

اینکه بیماره کمر و گردن و زانو هاش به کنار 

اینکه حرف میزنه ولی صداش در نمیاد و نمیفهمم ب کنار 

وسواس داره و زیرلب حرف میزنه چراغ و..چندبار روشن و خاموش میکنه در کابیت و..لاش باز میزاره به کنار 

اخلاقش خیلی بده مدام با پدرم دعوا دعوا 

با بابام میرم بیرون میام خونه میگ بابات چی میگفت پورت کرده ؟؟

همش شک داره فک میکنه همه برعلیه شن یا بابام منو پور میکنه 😐😑 

روانی شدم به قران از دستش 

هرچه در جستن آنی ،آنی 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

مادرتون بیماره و این بیماری بصورت فرسایشی روی روح و روانشون تاثیرات مخرب گذاشته...روانشون رنجور و آزرده است...دست خودشون که نیست عزیزم...اصلا نمیشه تصور کرد چقدر زجر و سختی کشیده و قراره بکشه تا انتهای عمر...اینجا فهمیدگی و بخشندگی و درک متقابل باید از جانب شما باشه عزیزدلم...احساسات گسترش یافته داشته باشید...سر به سرش نذارید...تحملتون رو ببرید بالا...مادر برای اینکه فقط جسم شما به این ورطه ی هستی بیاد در دوران بارداری و خردسالیِ شما ذره ذره آب شده...الطاف مادرانه رو هیچ جوره نمیشه جبران کرد...با این حس نفرت درونتون مقابله کنید...مادر رو درک کنید...گناه داره با این شرایطی که ازش میگید...  

هرچه تبر زدند مرا...زخم نشد جوانه شد
مادرتون بیماره و این بیماری بصورت فرسایشی روی روح و روانشون تاثیرات مخرب گذاشته...روانشون رنجور و آز ...

چیکار کنم بنظرت ؟؟؟ من چ کاری از دستم بر میاد ؟؟

هرچه در جستن آنی ،آنی 
چیکار کنم بنظرت ؟؟؟ من چ کاری از دستم بر میاد ؟؟

صبوری عزیزدلم....رنج آدمیزاد زیاده...برای من و شما به یک صورتی هست رفیق...برای مادرتون بیشتر...فقط باید صبر کرد و گذشت و مدارا و سازگاری...🤍

گاهی که بهتون از این چیزها میگن و سوء ظن پیدا میکنن ، آروم و لطیف و خیلی یواش زیرپوستی سعی کنین بهش بفهمونین اونجوری که فکر میکنه نیست...مبادا فکر کنه توی خونه ؛ شما و پدرتون توی یک جبهه هستید و اون توی یه سنگر تنهاست...هرقدر اون تکرار میکنه شما محبت کنید...با توضیح جا بندازید اینطور نیست...و اینکه حتما داروهای اعصابشون رو بصورت منظم مصرف کنند...من مادر خودم بیمار روحیه...بدون دارو هیچ توضیح و محبتی روی این افراد کار نمی کنه...

هرچه تبر زدند مرا...زخم نشد جوانه شد
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز