روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ولی سنتی همشون اینجورین ک نگرانن دختره قبلا با کسی نبوده باشع😐
(اگ بت گفتم شما حرف بعدیتم درسته دیگه خودت بفهم چی((🐶))فرضت کردم😁) اگه با نظراتم مخالفی خوشحال میشم ریپ نزنی (،بزنیم جواب نمیدم){{{ببین تو نمیدونی من چیا تجربه کردم ،نمیدونی چیا ب سرم اومده ،نمیدونی چیا کشیدم چ حسایی تجربه کردم ،نظراتی ک میدم لطفا بر اساس سنم قضاوت نکن،من دارم طبق چیزایی ک تجربه کردم نظر میدم }}} عاشقه رنگه چشاشم ،و صدایه خنده اش مستم میکنه،از موهاش نگم که کله قشنگی های جهان ماله اوناس،مردونگیه صداش آرام بخشه و خلاصه تمام حس های خبع من مربوط ب #اونه از ۱۴۰۲/۲/۱نیستش )💔ببین تو هیچ وقت نفهمیدی ولی همه ای زندگیه من بودی ٫هیچوقت نفهمیدی ولی اگر یه روز نبودی من نفس کشیدنو فراموش میکردم ٫هیچ وقت نفهمیدی ولی غیره تو کسی نمیومد ب چشمم٫هیچ وقت نفهمیدی ولی من به خاطره تو خیلیارو رد کردم ٫هیچ وقت نفهمیدی ولی من ب خاطر رفتنت اعصابو روانمو از دست دادم٫هیچ وقت نفهمیدی ولی تو اولینو اخرینه من بودی ٫هیچ وقت نفهمیدی ولی با بودنت آرامشو اوردع بودی٫هیچ وقت نفهمیدی ولی هر کی پشتت بد گف پاره شد ٫هیچ وقت نفهمیدی ولی من خیلی از کاراتو فهمیدم ولی ب روت نیاوردم٫هیچ وقت نفهمیدی ولی شده بودی اندازه ای مامانم عزیز٫ هیچ وقت نفهمیدی ولی ب خاطرت دستام خط خطی شد ٫هیچ وقت نفهمیدی ولی من فقد عاشقت نشده بودم ،دچارت شده بودم،مجنونت شده بودم ،شیفته ات شده بودم ،و تو بخشی از قلب من نه٫تمام قلب من بودی!)+
امام علی (ع): در شگفتم از بخیل، بـــه ســــوی فـــقـــری مــیشــتــابــد كـــه از آن مــیگــریزد.و سرمایه ای را از دست میدهد كه برای آن تلاش میكند. در دنیـا چون تهیدسـتان زندگی می كند، اما در آخـرت چون سرمایه داران محـاكمه میشود در شگفتم از متکبری كه دیـروز نطفه ای بی ارزش وفـردا مرداری گندیده خواهـد بـود و در شگفتم از آن كس كه آفرینش پدیده ها را مینگرد و در وجود خدا تردید دارد! و در شگفتم از آن كس كه مردگان را میبیند و مرگ را از یاد برده است، و در شگفتم از آن كس كه پیدایش دوباره را انكار میكند در حالی كه پیدایش آغازین را مینگرد، و در شگفتم از آن كس كه خانه نابود شدنی را آباد می ّ كند، اما جایگاه همیشگی را از یاد برده است.