پسرم دوسال و نیمشه ی مدت کوتاهیه وقتی لج میکنه چیزی ک دستشه پرت میکنه تازه شوهرم داشت نوشابه میخورد بچم خواست تو لیوانش ریختیم مال باباشم تو لیوانش خالی کرد ک پر شه لیوانشو برداشت ک بره شوهرم ازش گرفت گفت حتما باید نصفشو بخورم گفتش ولش کن حواسش پرت شد ازش میگیرم قبول نکرد از نوشابه ی بچه خورد بچه هم لیوانو روش خالی کرد عصبانی شد محکم زد رو دل بچه بچه افتاد دمر افتاد بلند شد لباسشو دراورد محکم انداخت رو بچه گفت گور ب گور شی یجوری دلمو ب درد اورد هرچی از دهنم درومد گفتم حتی نفرینم کردم خیلی بهم فشار اومد هنوز سبک نشدم بهش خیلی حرف زدم گفتم من اونهمه درد کشیدم تا بدنیا بیاد تو بارداریم از گرما فقط تو حموم مینشستم با اون همه سختی اصلا ازین همچین حرکتی رو انتظار نداشتم دلم خیلی درد میکنه خیلی تحت فشارم دلم داره کنده میشه ازینکه گفت گور ب گور شی مگه بچم چندسالشه اصلا حالیشه ک این کار بده ای خدا خودت دلمو اروم کن😔😔😔