امروز رفتم دستشویی حالم خیلی بود بود سرکار بودم ، بالا اوردم گلاب به روتون بعد خم شدم شلنگ شلوارمو از پشت خیس کرد اونم شلواری که مشخص میشه
مانتومم کوتاه
ای وای یادش میفتم😑😂
بعد مجبورم بودم از پله ها برم بالا یکی دوتا از همکارام پشتم بودن یکیشون از این زیراب زناست و دوست صمیمی اون یکی همکارمونه که دوستم داره بعد این نره پخش کنه بین همه فلانی کنترل نداره😑😂😂😂 گریه میکنممممماااا
بعد نرفتم سر دفترم اون یه ساعتو کسی شک نکنه پخش شه ابروم بره😑
چیکار بکنم😑
هم بخندید هم راهنماییم کنید خانوما😂😂