سلام
یکسالی هست عقد کردیم ولی عروسی نگرفتیم
چها روز پیش گوشی نامزدم دستم بود به طور خیلی اتفاقی تو دایرکتش پیاماشو به دختر داییش دیدم...
بهش پیام داده بود که چن روز پیش تو بازار دیدمت خیلی عوض شدی و مگه میشه دختر دایی من بد باشه...
چن وقت بعدش ینی بعد مراسم عقدمون دوباره پیام داده بود که مرسی مراسمو گرم کردی و اینجور حرفا... تو مراسمم حس میکردم داره بهش نگاه میکنه ولی خودمو زدم به اون راه
اینم بگم که تو پیاماش، لحنش خیلیییی صمیمی بود
حتی براش استیکر هم فرستاده بود
پیاما زیاد بود من خلاصش کردم
این پیاما در حالیه که همش از دختر داییش بد میگه
میگه خوشم نمیاد ازش ولی پیامایی که من دیدم اینو نشون نمیداد
وقتی این نوشته هارو دیدم داغون شدم تو خودم بودم که شوهرم اومد گفت چی شده
گوشی رو بهش نشون دادم گفتم چرا با دختر داییت اینطور حرف میزنی بعد پاشدم رفتم تو اتاق
شوهرم اومدم دنبالم و کلی قسم که بخدا چیزی بینمون نیس اگه چیزی بود گوشیمو اصلا دست تو نمیدادم
خلاصه کلی معذرت خواهی کرد گفت اشتباه از من بوده
تا فرداش باهاش حرف نمیزدم ولی باز میومد سمتم
با خودم گفتم ولش کن شاید قصدی نداشته
آخه کلا شوهرم با همه صمیمی حرف میزنه
ولی با لحنی که با دختر داییش حرف میزد حتی با خواهراش اونطوری نبود
الان چها روزه میگذره هی خودمو قانع میکنم که چیزی نبوده ولی نمیشه
حالم بده
وقتی یاد پیاماش میوفتم داغون میشم
دیونه میشم
هی میگم بزار بهش پیام بدم بگم بدم اومد ازت
ولی وقتی میبینمش اینا یادم میره
میشه کمکم کنین میخوام اون ماجرارو فراموش کنم ولی نمیشه احساس میکنم بهم خیانت کرده
نمیدووونم 😭😭😭