2777
2789
عنوان

بیاین ببینید قلمم خوبه یانه🙂

123 بازدید | 15 پست

رمان اولم هست اگه خوبه بگید ادامشو بنویسم 

دوتا پارت نوشتم پارتای بعدش خیلی بیشتر درمورد رضا و زهرا نوشته شده الان توضیحاتشو میزارم که متوجه بشید

توضیحات:علامت مادر زهرا+

زهرا یازدهم میخونه و پسر خالش رضا رو دوست دارم اما بنظر رضا اون بچه ای بیش نیس وزهرا دوتا داداش کوچیکتر از خودش داره به نام های حسین و یاسین 

حسین ۱۰سالشه یاسینم ۵ وزهرا انسانی میخونه

رضا بیست سالشه علامتش~

دوستاش نرگس#وترنم/

ترنم صالح پسر خالشو دوست داره اما اونیکی دخترخاله صالح و ترنم صالحو دوس داره و خیلی دختر عوضی هس نرگسم پسری به نام اریا رو دوست داره

ویه نکته که وجود داره زهرا هر خوابی که میبینع تقریبا۸۰درصدش درسته وحالاخوابی برای رضا دیده

اگه هستید بگید پارتارو بارگذاری کنم

  هر آدمی با کاراش لیاقَتِشو فَریاد میزَنِه..!️ خدای حس شیشماااااا👻 درخواست=ردشدن.                                                         * امضامودیدی برای عاقبت بخیری خودموخانوادم دعاکن*.   موافق نیستی ریپلای نکن باتچکر🙏😎

✅️

(👰‍♀💍)از کاربران نی نی سایت درس های زیادی گرفتم یاد گرفتم طرز فکر همه انسان ها شبیه من نیست و همه آدمها با اعتقادات خودشان زندگی کنند پس از هرکسی انتظار هر‌گونه رفتاری را داشته باشم❤️به هیچکس اعتماد نکنم شاید متشخص ترین افراد فیکی بیش نباشند❤️احترامم نسبت به افراد را به شعورشان گره بزنم❤️بیش از حد با کسی بحث نکنم چون آرامش خودم از بین خواهد رفت❤️آدمهای بی ادب و عقده ایی را درک کنم شاید گذشته تلخی آنها را به اینجا رسانده❤️

+زری بیا این قرآنو ببوس بعد برو من دستم بنده

_باشه کجاس؟

+رو میز تحریر حسینه

_باشه

*بعد ازاینکه قرآنو بوسیدم چشمم به ساعت اتاق افتاد که ۷:۱۷دقیقه رو نشون میدادودیر شده بود!!!!

باخنده قیافه نرگس و ترنمو تصور کردم که باقیافه های استرسیو پف کردشون سرکوچه منتظرمنن ولی واقعا وقت خنده نبود نباید دیر میرسیدم،باعجله کارت ورود به جلسه امتحانو برداشتم انداختم گردنم بعد ازاینکه مطمئن شدم رژی که زدم زیاد از حد خودشو نشون نمیده از خونه خارج شدمو باتمام سرعتم به سر کوچه رسیدم خداروشکر نرگس و ترنم هنوز نرسیده بودن پس باخیال راحت شروع کردم به دوره بعد از چند دقیقه جوری که تو متن عجیب کتاب که فک کنم جزو عجایب جهان حساب میشه چون تاحالا ندیده بودمشون غرق شده بودم که دستی رو شونه حس کردم سرمو بالا اوردم که با قیافه خندون نرگس روبه رو شدم 

_چته میخندی؟خندون شدی اول صبحی

#دست بزن به سرت 

_یاخدااااااا 

*باجیغی که کشیدم نرگس گوشاشو گرفتو باخنده زبونشو دراورد

_این چیه اه چه بوییم میده

#بنظرخودت چی میتونه باشه 

_ههههه بامزه

بادیدن ترنم که اونطرف خیابون نظاره گر مادوتا بودو ازخنده گوجه شده بود پوکر شدم 

ده دقیقه بعد...

_چقدر شما ها نامردین 

/استادمون شما بودید زهرا جون 

_خانم چه لفظ قلم میاد

#اخ اخ دستمون نمک نداره که 

_حالا شاهکار کفترارو ولش کنین تومدرسه میشورمش از صالح ژژژژان چخبر

/هیچی بهش گفتم نمیخوای استین بالا بزنی بیای پیش بابام اونم گفت شب میاد خواستگاریم دعاکن بابام راضی بشه حداقل نامزد باشیم دختر خالش دست بردار شه

_ععع اریا ژاااان

#کو؟

منو ترنم که از خنده درحال انفجار بودیم به نرگس نگاه میکردیم که داشت از عصبانیت میترکید

/زهرا رضا چیشد ازش خبر نداری؟

_نه ذهنم هنوز درگیر خوابیه که درموردش دیدم میترسم مثل بقیه خوابام به واقعیت تبدیل بشه اعصابم خورده اگه گواهینامه امو زود میگرفتم حتما از صبح تا شب جلو خونه خاله اینا چادر میزدم حیف که دستو بالم بسته اس نمیتونم هی برم اما گه گاهی میبینمش خونه خالم اما از وقتی منو مامانو باحسینو یاسین برد خرید اونقدر زیاد ندیدمش میترسم واقعا اتفاقی براش بیوفته 

/نگران نباش چیزیش نمیشه

#منم میگم هیچیش نمیشه بدبه دلت راه نده

_خداکنه صب تاشب فکرم درگیرشه

یک ساعت بعد...

#مغزم اتیش گرفت چقدر سخت بود

/اره خیلی

_خداکنه نندازتم

باصحبت از دبیرستان که خارج شدیم با ماشین تارای مشکی رنگی مواجه شدم که شبیه ماشین رضا بود بی تفاوت ازکنارش رد شدم که در ماشین باز شدو دستی از مقنعه ام گرفتو یکمی کشیده شد باعصبانیت برگشتم که باخنده رضا مواجه شدم دهنم از تعجب باز مونده بود رضاو اینجا؟عجیب بود

تازه یادم افتاد گند کاریه پرنده هارو تمیز نکردم که رضا دهان مبارکشو باز کردو باخنده ای که نمیتونست جمعش کنه گفت

~کفترا چه احساس راحتی باهات کردن

_اخ توچقدر بامزه ای اخه

که ترنمو نرگس از سوپرمارکت خارج شدن ازونجایی که مطمئن بودم جلو رضا هرچی گفتمونگفتمو به باد میدن دست رضا رو گرفتم رفتم سمت ماشین گفتم بره چند تاکوچه بالاتر تا بیام اونم سوار شدو رفت جلوتر 

بعد از دیدن ترنمو‌ نرگس که حواسشون به بستنیا بود خیالم راحت شد که ندیدنش از خیابون که رد شدن بهشون گفتم که خرید دارم کارم طول میکشه اونام راضی شدنو من به سمت ماشین رضا رفتم درپشتو که باز کردم برگشت گفت 

~مگه من رانندتم بشین جلو 

_باشه حالا چرا تو اومدی دنبالم اسم دبیرستانمو از کجا فهمیدی؟

~یاسین دلدردو حالت تهوع داشت مامانت بردتش بیمارستان زنگ زد گفت زهرا خونه تنها نمونه الانم من اومدم دنبالت 

_حسین چی؟

~حسین یه دوساعت دیگه تعطیل میشه بعدم میبرمتون خونه پیش مامانم ،میخوای بری خونتون ؟کلیدارو گفتم خاله بزاره تو جاکفشی اگه میخوای میتونیم بریم خونتون لباس برای خودتو حسینو یاسین ومامانت جمع کنی یا حالا حموم میخوای بکنی اگه نه بریم خونه پیش مامانم بمون من باز برمیگردم حسینو بیارم 

_لباس چرا؟مگه چقدر میخوایم بمونیم؟چیزی شده؟

~نه

_رضا بهم میگی یانه

~نمیتونم

_چیو نمیتونی رضا دارم دیوونه میشم بگو 

~خب چیزه ازاون جایی که رو یاسین حساسی خاله گفت بهت نگم اما اینجوری میکنی حالت بد میشه

_رضا این چرتو پرتا چیه میگی بگو لعنتی یاسین چیشده؟

~ازش ازمایش گرفتن گفتن ۷۰درصد خونش عفونت داره 

_چیییی ۷۰ درصد خدایا خودت بدادمون برس ۷۰ درصد برای بچه ۵ساله خیلی زیاد چیکارکنم خدایا

گریم گرفته بودو رضا هرکاری کرد اروم نشدم وقتی دید جوابی نمیدم گفت میبرمت خونتون 

منم نیاز داشتم یه دوش ابگرم بگیرمو وسیله هامونو جمع کنم رضا ماشینو جلوی درپارک کرد

  هر آدمی با کاراش لیاقَتِشو فَریاد میزَنِه..!️ خدای حس شیشماااااا👻 درخواست=ردشدن.                                                         * امضامودیدی برای عاقبت بخیری خودموخانوادم دعاکن*.   موافق نیستی ریپلای نکن باتچکر🙏😎

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

~نمیام بالا تو راحت باش

_چرا هوا خیلی گرمه بیا یه شربت برات درس کنم بعد برو

~باشه

بعد از دادن شربت موهیتو وجمع کردن لباسا حولمو برداشتمو ازاتاق بیرون اومدم باجای خالی رضا مواجه شدم یجورایی ته دلم ناراحتو نگرانش بودم به سمت حموم رفتمو تو حموم داشتم فکر میکردم، ناراحت ازاین بودم که من هیچوقت نمیتونم مثل دوست دخترش باشم ونگران ازاینکه خوابی که دیدم براش اتفاق بیوفته نمیگم رضا بچه کوچولوییه که از خودش دفاع نداره یا پسر مظلومیه نه اصلا میتونم بگم رضا شاید حتی لاشی باشه اما اون چیزی که من درونش میبینم که روح ضعیفه یه روح معصوم اما هیچوقت نشونش نمیده وعلاقه زیادی به بچه ها داره یجورایی این پاک بودن روحشو نشون میده

سخته درمورد یه پسر نظر بدی اما من روحشو میبینم نه قلبشو 

بابستن دوش از حموم درومدم گوشیمو برداشتمو به رضا زنگ زدم تقریبا موقع تعطیلیه حسین بود جوابی نداد درهمین حین که گوشی رو بلند گو بود لباسامو پوشیدمو شالمو تانصفه ها سرم کردم کیفوگوشیمو برداشتمو بانگرانی که از خوابم منشأ میگرفت باکفشایی که کجوکوله پام کرده بودم سوار اسانسور شدم نباید میزاشتم اتفاقی براش بیوفته به محض درومدنم حسینو دیدم که سرکوچه داشت میومد باتمام توانم به سمتش دوویدمو بی هیچ حرف اضافه ای کلیدو بهش دادم و گفتم دروبرای کسی وا نکنه بمونه خونه تابیام 

باتوجه به خوابی که دیده بودم میدونستم کجا باید برم باتمام توانم به سمت خیابونی که میدونستم دوویدم...

 لاشه ماشینش بود باور نمیکردم نباید اتفاقی براش میوفتاد خورده بود به جدولو ماشین جمع شده بود

از خدا تشکر میکردم که به کلاسای هلال احمر رفته بودمو حداقل میتونستمCPRانجام بدم به سمت ماشین رفتم مردم گرد به یه گوشه جمع شده‌بودن رفتم سمتشونو کنارشون زدم درهمین حین به اورژانس زنگ زدمو درخواست پشتیبانی کردم تا تویCPR بهم کمک کنن تااورژانس برسه...

  هر آدمی با کاراش لیاقَتِشو فَریاد میزَنِه..!️ خدای حس شیشماااااا👻 درخواست=ردشدن.                                                         * امضامودیدی برای عاقبت بخیری خودموخانوادم دعاکن*.   موافق نیستی ریپلای نکن باتچکر🙏😎
✅️

تاجایی که نوشتم گذاشتم ببین خوبه ادامشو بنویسم؟

  هر آدمی با کاراش لیاقَتِشو فَریاد میزَنِه..!️ خدای حس شیشماااااا👻 درخواست=ردشدن.                                                         * امضامودیدی برای عاقبت بخیری خودموخانوادم دعاکن*.   موافق نیستی ریپلای نکن باتچکر🙏😎

👏👏👏

ادامه بده برای اولین رمان کارت خوب بود

(👰‍♀💍)از کاربران نی نی سایت درس های زیادی گرفتم یاد گرفتم طرز فکر همه انسان ها شبیه من نیست و همه آدمها با اعتقادات خودشان زندگی کنند پس از هرکسی انتظار هر‌گونه رفتاری را داشته باشم❤️به هیچکس اعتماد نکنم شاید متشخص ترین افراد فیکی بیش نباشند❤️احترامم نسبت به افراد را به شعورشان گره بزنم❤️بیش از حد با کسی بحث نکنم چون آرامش خودم از بین خواهد رفت❤️آدمهای بی ادب و عقده ایی را درک کنم شاید گذشته تلخی آنها را به اینجا رسانده❤️

👏👏👏 ادامه بده برای اولین رمان کارت خوب بود

مرسی♥️

  هر آدمی با کاراش لیاقَتِشو فَریاد میزَنِه..!️ خدای حس شیشماااااا👻 درخواست=ردشدن.                                                         * امضامودیدی برای عاقبت بخیری خودموخانوادم دعاکن*.   موافق نیستی ریپلای نکن باتچکر🙏😎
ادامه بده لطفااا

قشنگ بود؟ الان ادامشو مینویسم تگت میکنم

  هر آدمی با کاراش لیاقَتِشو فَریاد میزَنِه..!️ خدای حس شیشماااااا👻 درخواست=ردشدن.                                                         * امضامودیدی برای عاقبت بخیری خودموخانوادم دعاکن*.   موافق نیستی ریپلای نکن باتچکر🙏😎
قشنگ بود؟ الان ادامشو مینویسم تگت میکنم

خوبه مشتاق شدم ببینم تهش چی میشه پارتو گذاشتی تگم کن❤️

اعتراف میکنم  دوست دارمَت !               یک جور خاص ...                                کمی عاشق تر از حَوا                         کمی مَجنون تر از لیلی ...                              کَمی شیرین تر از فرهاد ...               وابسته ات شدم !! انچنان که ماه به آسمان ...                                           ماهی به دَریا ...             وآدمی به نفَس ...            وابَستگی دارد ...       😔🖤       ️ 

خوبه مشتاق شدم ببینم تهش چی میشه پارتو گذاشتی تگم کن❤️

باشه حتما

  هر آدمی با کاراش لیاقَتِشو فَریاد میزَنِه..!️ خدای حس شیشماااااا👻 درخواست=ردشدن.                                                         * امضامودیدی برای عاقبت بخیری خودموخانوادم دعاکن*.   موافق نیستی ریپلای نکن باتچکر🙏😎
خوبه مشتاق شدم ببینم تهش چی میشه پارتو گذاشتی تگم کن❤️

پارت جدید گزاشتم تاپیک اخرم نتونستم تگت کنم

  هر آدمی با کاراش لیاقَتِشو فَریاد میزَنِه..!️ خدای حس شیشماااااا👻 درخواست=ردشدن.                                                         * امضامودیدی برای عاقبت بخیری خودموخانوادم دعاکن*.   موافق نیستی ریپلای نکن باتچکر🙏😎
ادامه بده لطفااا

بیاتاپیک اخرم پارت جدید گزاشتم 

نتونستم تگت کنم

  هر آدمی با کاراش لیاقَتِشو فَریاد میزَنِه..!️ خدای حس شیشماااااا👻 درخواست=ردشدن.                                                         * امضامودیدی برای عاقبت بخیری خودموخانوادم دعاکن*.   موافق نیستی ریپلای نکن باتچکر🙏😎
پارت جدید گزاشتم تاپیک اخرم نتونستم تگت کنم

اوک

اعتراف میکنم  دوست دارمَت !               یک جور خاص ...                                کمی عاشق تر از حَوا                         کمی مَجنون تر از لیلی ...                              کَمی شیرین تر از فرهاد ...               وابسته ات شدم !! انچنان که ماه به آسمان ...                                           ماهی به دَریا ...             وآدمی به نفَس ...            وابَستگی دارد ...       😔🖤       ️ 

بیاتاپیک اخرم پارت جدید گزاشتم  نتونستم تگت کنم

هر روز سه پارت میزاری اره؟

اعتراف میکنم  دوست دارمَت !               یک جور خاص ...                                کمی عاشق تر از حَوا                         کمی مَجنون تر از لیلی ...                              کَمی شیرین تر از فرهاد ...               وابسته ات شدم !! انچنان که ماه به آسمان ...                                           ماهی به دَریا ...             وآدمی به نفَس ...            وابَستگی دارد ...       😔🖤       ️ 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز