خیلی برام تصمیم گرفتن سخته. هرروز فقط تو فکر طلاقم که از رفتار و اخلاق خودش و خانوادش راحت بشمو یکم تنها باشم و کلاس برم و اگه شد ازدواج کنم واقعا برام غیر تحمل شده ابن زندگی
به هیج صراطی مستقیم نیست و نمیخواد راه بیاد. ولی اگه مامانش چیزی بگه میذاره به روی دیده چشم😐
دیشب و امروز صبح پشت تلفن با مادرش بحثم شد و گفتم مامان اگه میخواهید به اینکارا ادامه بدید میرم دنبال طلاقم بعدش دیدم شوهرم برا ناهار خوب بود وخوش اخلاق!
چیه مادرش زنگ زده و گفته خوب باش.