عزیزم خیلی اختلالات هستن که با علامت های اونیسم همپوشانی دارن. بیشتر علامتهای اوتیسم و بیشفعالی سر کمبود دوپامین ایجاد میشد، به خاطر اضطراب انباشته ناشی از حسی های درمان نشده. مثلن یه بچه ای پدر معتاد داشت و یبار یه دعوای شدیدی با مادرش کردن و چهارماه خونه نیومد، بچه تو سه سالگی هر وقت که سر کار میرفت استرس میگرفت در حدی که خودش به مامانش میگفت قرصمو بده. این تشخیص اوتیسم گرفته بود، بهش گفتم تو با شوهرت فقط بحث و دعوا نکن نمیخواد دل بدی قلوه بگیری، اینم دو ماه دهن به دهن شوهرش نذاشت بعدش یه روز اوند گفت که دکترا نظرشونو پس گرفتن چون در عرض دوماه اکثر علامتها از بین رفت و معلوم شد از اضطراب جدایی بوده
پسر خودم تشخیص اولیه اوتیسم گرفت، به خاطر شدت درمان پذیریش و بهبودش دکترش اصلن قبول نکرد که اوتیسمه و گفت حتا برا انیکه بگیم بیشفعاله اوضاعش زیادی خوبه، بعد سالها درمانگر آخرش که یه تاریخچه از پسرم گرفت گفت این هیچیش نیست فقط اختلال یکپارچگی حسیه با اضطراب انباشه. راستم میگفت. ما وقتی دارو شروع کرده بودیم هنوز کارو گفتارو شروع نکرده بودیم. ولی ارتباط چشمی پسرم برگشت صرفن به خاطر کنترل اضطراب. خلاصه تشخیصا خیلی دقیق نیست ولی خواستم بگم اضطراب خیلی از علائم اوتیسمو تو بچه ایجاد میکنه، حالا فکر کن بچه ای که ۱۰ سال کتک خورده تحقیر شده(اینا باعث میشن لوب فرونتال مغز کامل نشه)، حالا این همه سال که باید تجربیات حسی از محیط کسب میکرده خونه نشین شده، خب معلومه حواس پنجگانش اونجور که باید تغذیه نشده و درست مثل یه فرد اوتیستیک رفتار میکنه، ولی فرقش اینه کسی که به شکل محیطی دچار این مشکلات شده برگشت پذیری این علامتها و بهبود خیلی بالاتر از کسیه که واقعن اوتیسم داره. رلستی پسر منم در عرض چند ماه که خروس لاری تو حیاط داشتیم و از ترسش از خونه بیرون نیومد اونجور شد
ولی شما نکته مثبتشو ببین که خواهر زاده شما چقدر از لحاظ درکی بالا اومده که از درون نرمال نیست ولی درکشو داره که ترمال رفتار کنه. چارش همیه که بیشتر تو اجتماغ ظاهر بشه، ولی حتمن از یه تراپیست یا مشاور خوب کمک بگیره