2777
2789
عنوان

قالب تهی کردم🥲

102 بازدید | 3 پست

الان تو بوتیکم ...چند دقیقه پیش مشتری اومد دوتا خانم چادری مادر و دختر....دخترش جوون حدود هجده ساله و کاملا محجبه بودن.... وارد شدن سلام و خوشامد گویی کردم خانمه هیچی نپرسید هیچی نگفت سرشو کج کرد زل زد تو چشمام و همونجوری یکی دوبار محکم پلک زد...چشماش سبز تیره بود و گرد و بزرگ.... بخدا وحشت کردم با اون طرز نگاه احساس مردم جونوری چیزی ...  زل زد خیلی بد و ترسناک نگاه کرد واقعا هیچی نگفت ...بعد یه ده ثانیه زل زدنش گفتم بفرمایید یه جنسی تو ویترین و قیمت پرسید با دخترش پچ پچ کرد و باز بزگشت همونطور وحشتناک نگاه یه چند ثانیه ای کرد و رفتن بیرون....عادی نبود تپش قلب گرفتم....من با مشتریای زیادی در حین صحبت ارتباط کامل چشمی برقرار میکنم و ترس ارتباط چشمی ندارم...یجوری بود که انگار برای زل زدن به من اومده بود داخل🤕

من عاشق داستانهایی هستم که در پایان زن ها خودشان ، خودشان را نجات میدهند.👠💄👒
شاید خواستگار بوده خواسته برانداز کنه

نه بابا خواستگارا معمولا خوش برخوردن و میان خوش و بش میکنن ایشون وارد شد و نگاه کرد من قلبم ریخت

من عاشق داستانهایی هستم که در پایان زن ها خودشان ، خودشان را نجات میدهند.👠💄👒

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  6 ساعت پیش
توسط   aypari  |  7 ساعت پیش