بچه ها از وقتی که یادم میاد زندگی نرمال و ارومی نداشتم
از ماه رمضون به بعد چون افتادم رو دور خوندن زندگی پس از مرگ و ..
از گناه و اشتباهاتم پشیمون بودم و انقد خودخوری و گریه کردم که بهتره بگم خودزنی کردم تا خودخوری و ناراحتی
بعدش ترسای شبانم شروع شد از جن و ارواح میترسیدم و نمیتونستم بخوابم و توهم میزدم و از توهم یچیزایی میدیدم
انقد این شرایط سخت ادامه دار بود که رفتم دنبال یه کار گشتم
یکار پر از استرس اونم با ۱۲ ساعت کار مداوم .
ساعت خوابم از خستگی زیاد درست شد
ولی جاش ..
الان چند وقته میخوابم ولی خوابم خستگیمو در نمیکنه
تو خواب استرس دارم مضطربم
قفسه سینم پر شده از اضطراب استرس انرژی منفی گریه بغض
مدام تو کل ۲۴ ساعت ! نمیتونین تصور کنین که چقد قفسه سینم سنگینه و حالم بده
وقتی گوشیم زنگ میخوره قلبم تا دهنم میاد و برمیگرده ..
وقتی کسی صدام میزنه بی دلیل حس میکنم کل دنیا خراب شد رو سرم
از هیچی لذت نمیبرم هیچی ارومم نمیکنه
دوتا ارامبخش میخورم الان یه هفتس
ولی هر روز بدتر میشم که بهتر نمیشم
اوضام خیلی وخیمه باید چیکار کنم ؟