2777
2789
عنوان

چرا اخه

42 بازدید | 3 پست

من انقدر از مهمونی رفتن مسافرت رفتن مهمون اومدن متنفرم که فقط تحمل میکنم

یه راه بگین این اخلاق بدمو خوب کنم 

همسرمیناااا هم زیااااد یه سری بود هر روز هفته مهمون داشتم یه سری بود هر روز هفته مامانشینا اومده بودن هر چند مهربونه خیلی ولی من فقط تحمل میکنم مهمونارو اصلا بهم خوش نمیگذره هر هفته هم دو روز خونه مادرشیم برگشتنیم اونا با ما میان حدودا سه روز میمونن یا بیشتر هر چند خیلی خوبناااااا خیلی خوبن خدا ازشون راضی باشه به حدی که اونا رفتنی من گریه م میگیره یه بار رسما نشستم گریه کردم ولی واقعا انقدر استرس و تپش قلب میگیرم مهمون اومدنی دیوونم میکنه هر چند حساس به غذا اینم نیستنااا 

ریشه تو بچگیت داره

بشین فکر کن ببین تو بچگی وقتی مهمون میومد یا مهمونی میرفتید بهتون سخت میگذشت؟ راهکارش اینه ک مشکلو پیدا کنی بعدش کم کم حلش کنی مثلا اگر میرفتید مهمونی همش باید کار میکزدید یا مادرت یجوری بود ک خیلی سخت میگرفت ک مثلا پاشو کار کن اگر اینطوری بود مثلا مهمونی میری کمتر کار کن و شل بگیر تا بهت خوش بگذره

از چیِ مهمونی میترسی؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

به نظرم شدیدا درون گرایی و خلوت خودتون رو شدیدا ترجیح میدی

بهتره زیاده روی نکنید، اینکه از ۷ روز هفته، ۵ روزش رو مهمان باشید یا مهمان داشته باشید، راحتی و آسایشتون رو سلب میکنه (حالا هرچه قدر هم طرفتون خوب و مهربون باشن) بازم هرکس آرامش و راحتی خونه ی خودش رو ترجیح میده

رفت و آمد رو به مرورکمتر کنید، مثلا از هر هفته به دو هفته یکبار، بعد ماهی یکبار برسونید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

خیانت دیدم

fa_ramane | 48 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز