من انقدر از مهمونی رفتن مسافرت رفتن مهمون اومدن متنفرم که فقط تحمل میکنم
یه راه بگین این اخلاق بدمو خوب کنم
همسرمیناااا هم زیااااد یه سری بود هر روز هفته مهمون داشتم یه سری بود هر روز هفته مامانشینا اومده بودن هر چند مهربونه خیلی ولی من فقط تحمل میکنم مهمونارو اصلا بهم خوش نمیگذره هر هفته هم دو روز خونه مادرشیم برگشتنیم اونا با ما میان حدودا سه روز میمونن یا بیشتر هر چند خیلی خوبناااااا خیلی خوبن خدا ازشون راضی باشه به حدی که اونا رفتنی من گریه م میگیره یه بار رسما نشستم گریه کردم ولی واقعا انقدر استرس و تپش قلب میگیرم مهمون اومدنی دیوونم میکنه هر چند حساس به غذا اینم نیستنااا