عقدیم اما همش دعوا داریم سرچیزای مسخره. مثلا سه روزه قهره. یک شب بخاطر اینکه من رفتم خونه دختر خالم لباس بدوزم بعد زنگ زده چرا اونجا بودی زنگ من نزدی در حالی که قبل رفتنم بهش زنگ زده بودم و گفته بودم دارم میرم. روز بعدش باز قهر کرده که چرا شب خواب رفتی و منتظر نموندی تا بیام زنگ بزنیم در حالیکه من یکساعت منتظرش موندم و قبلش هم تلفنی صحبت کرده بودیم وقتی ساعت ۱۲ و نیم شب شد دیگه خوابم برد. باز دیشب قهر کرده بخاطر اینکه تماس تصویری گرفتیم و من حلقمو بیرون آورده بودم و اون یکی حلقمو دست کرده بودم تا دید اون یکی حلقم دستمه تلفنو قطع کرد و باز صبح زنگ زده میگه علت اینکه اون یکی حلقه دست کردی چیه در حالیکه دیشب واسش نوشتم چون فراموشم شده حلقه دست کنم وقتی رفتم داخل ماشین یادم افتاده و این یکی حلقه داخل ماشین بوده دستم کردم.
کلا همش به این مسائل گیر میده کلافم کرده یا مثلا میگه بعضی وقتا میام از دور میبینمت
نمیدونم چرا اینجوریه امروز از بس گریه کردم مامانم متوجه شده میخواد بهش زنگ بزنه و بگه آخه چیکارت کرده که اینجوری باهاش میکنی
خودم نزاشتم زنگ بزنه به نظرتون چیکار کنم بزارم مامانم وارد بشه یا خوب نیست؟