دیگه حالم بهم خورد از اینکه کنارم بود زنگ زدم به مامانش گفتم سلام خاله خوبی
خاله بفرست بیاد (داداششو ) شب اینجا نمیمونه
مامانش یهو برگشت گفت:)
فردا شب خواستگاریه دوستمه
گفتم !!!!!مگع میشه
به من نگفته بود
حالا خواستگارش کیه ؟ همون خواستگارم:)
اصلا باورم نمیشه همش فکر میکنم دروغه
نه اینکه بحث خواستگاره باشه ها
خدا شاهده سه روز پیش از دانشگاه یه آقا پسری شماره خونه رو گرفت زنگ بزنن به خونمون بیان
ولی دردم از اینه بیشرف تو چرا انقدر مریضی که بدمو گفتی پدرمو بدنام کردی