من به بچه تو شکمم خیلی حس نداشتم
گاهی وقتا یادم میرفت باردارم
الان که دوماه مونده تا زایمان کنم، خیلی حسم بیشتر شده.
حتی وقتی دیشب به خاطر اسم بچه با همسرم صحبت میکردم و اون یه اسم چرت قدیمی گفت، خیلی دلم برای بچه سوخت. همش حس میکنم خیلی خیلی بی گناه و مظلومه و من تنها حامیش هستم و باید هواشو داشته باشم، از انتخاب اسم گرفته تا همه چی....
امروز بهش قول دادم تا آخرین لحظه عمرم به خاطرش جلوی همه وایستم، حتی همسرم...
هیچوقت فکر نمیکردم کسی بتونه کاری کنه جلوی همسرم وایستم ولی الان میگم اگه همسرمم بخواد کاری بکنه که باعث آسیب به آینده اش یا روحیاتش بشه، جلوش وایمیستم.