عزیزم من کاملا درکت میکنم چون منم مثل تو همچین احساساتی داشتم بهترین لحاظ زندگیم ک باید شاد زندگی میکردم بخاطر ی آدم عوضی مث عذاب میگذشت میدونست وابستشم اذیتم میکرد نمیخواست منو جالبه همه پس زدنا از سمت اون بود
فک کن اولین تجربه زندگیت بدترین آدم باشه سنی هم نداشتم واقعا زهرمارم کرد عین دوسال بعد تازه دوسال دیگ عذاب کشیدم تا فراموش کردم
تهمت میزد بم فحشم میداد دلم میشکست خیانت میکرد مسخرم میکرد ک تا مدت ها یاد حرفا کاراش میوفتادم دلم آتیش میگرف ک چرا همچین اتفاقی برای من افتاد آدم خوبی نبود اصلا خیلی اذیتم میکرد هی بلاکم میکرد از عمد میرفت با دوستام دوست میشد ک منو اذیت کنه ..
حالا این هیچ بعد از دوسال ک فراموشش کردم سرو کلش پیدا شد میگف دوسم داشته اونم ولی با این حال ک برگشته نمیخواد باهام ازدواج کنه فقط میخواد باهام باشه
ک باز مث قبل عذابم بده
من من دوسال هروز بهش فکر میکردم چقدر استرس میکشیدم از دستش چقدر دلم شکست
فکر میکردم عاشق شدم ولی عشقنیست این وابستگیه و گیر آدم اشتباهی افتاده بودم ای اتفاق باعث عذاب من شده بود حیف لحظاتی ک با غم گذشتن بهترین لحظه های ک میشد با شادی بگذره همش با گریه استرس غم میگذشت حیف